به نام خدا

هدف ورسالت تعلیم وتربیت انسان سازی است باید دیدکه این وظیفه را چه نهادها وافرادی به عهده دارند.البته انسان آموختن را از هنگام تولد آغاز می کند و در طول زندگی آن را ادامه می دهد.

بخشی از آموختنی ها به صورت غیر عمدی و یا تصادفی در خانواده و جامعه صورت می گیرد و بخش دیگر به نهادها و موسسات رسمی از قبیل مدرسه و انجمن ها سپرده می شود در این میان مدرسه بیشترین سهم را بر عهده دارد و سرانجام این مسئولیت خطیر به عهده معلمین واگذار می گردد و آنها هستند که باید بتوانند دانش آموزان را به درستی تربیت کنند و آنان را برای کار و شرکت در اجتماع آماده سازند....

بقیه مطالب در ادامه است

 


در میان مجموعه فعالیتهایی که برای تعلیم و تربیت دانش آموزان انجام می شود بیشترین سهم به تدریس معلم در کلاس درس اختصاص می یابد. تدریس را می توان به فعالیتهای دو جانبه ای که بین معلم و شاگردان جریان دارد و هدفش یادگیری است تعریف کرد. این فعالیت چنان چه منتج به یادگیری شود برای شاگرد موثر و مفید خواهد بود.

بنا به تعریف هر فعالیتی با قصد و عمد همراه است قصد معلم در امر تدریس این است که شاگردان چیزی یاد بگیرند. همچنین تدریس یک متقابل بین شاگردان و معلم است کنش متقابل یعنی اینکه معلم بر شاگردان اثر می گذارد و برعکس شاگردان هم فعالیت او را تحت تاثیر قرار می دهند. البته این اثر متقابل ممکن است بصورت غیر مستقیم باشد. برای اینکه تاثیر معلم به هنگام تدریس و سایر فعالیتهای تربیتی بر شاگردان بیشتر شود باید دو عامل تسلط باشد یکی نحوه صحیح ارائه درس و دیگری به موضوعی که می خواهد تدریس کند.

از آنجایی که معلم با روح و روان و احساسات افراد سر و کار دارد چنانچه به درستی عمل کند زیانهای جبران ناپذیری بر جای می گذارد. همانطور که وقتی قسمتی از بدن می سوزد و یا زخم می شود اثر آن ممکن است تا پایان عمر هم باقی بماند تاثیر نابجا بر روح کودکان نیز همین اثر را دارد و احتمال می رود تا پایان عمر دهد. بنابراین تنها راه چاره در این است که معلم در تمام زمینه هایی که به شغل معلمی مربوط می شود اطلاعات صحیح و مفید کسب کند.

بنابراین در مقاله سعی می شود بر چگونگی تاثیرات موفق یک معلم در کلاس درس اشان شده و امید است این مطالب که با صرف وقت و نیروی زیادی فراهم شده است با دقت مورد مطالعه قرار گیرد و همکاران را در انجام رسالت خطیری که در پیش دارند یاری نماید. و همچنین والدین دانش آموزان و افراد دیگری که عشق به معلمی دارند می توانند با مطالعه این مقاله و منابع مختلف پی به سختی امر آموزش برده و بتوانند برای فرزندان خود معلمی مهربان و دلسوز بوده و به معلمان و مدیران در مدارس نیز در جهت پیشبرد این وظیفه مهم مساعدت لازم را بنمایند.

خلاصه

آنچه در این جا آمده است مجموعه ای از وظایف و کارهای معلمی است که در سر کلاس برای ارائه درسی حاضر می شود. قبل از هر چیز یک معلم باید از اهداف دوره ای که در آن مشغول تدریس است آگاه باشد و بعد بتواند در الگوی آموزشی و تعیین هدفهای هر یک از دروس در حیطه های سه گانه شناختی، عاطفی و روانی- حرکتی در رسیدن به این اهداف غایی طرح ریزی کند.

البته دانش آموزان هر دوره آموزشی نیز خصوصیاتی در ابعاد جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی دارند که نباید انتظاراتی بیش از حد توان آنها داشت لازم است که معلمان با این خصوصیات آشنا باشند.

همه ی برنامه های معلم تحت عنوان مهارتهای فرایند تدریس در سه بخش مجزا، مهارتهای قبل از تدریس، مهارتهای ضمن تدریس و مهارتهای پس از تدریس آمده است و همچنین روشها و فنونی را هم که یک معلم برای ارائه درس بکار می گیرد نیز اشاره شده است.

ناگفته نماند که همه معلمان و همه ی کلاسهای درسی بطور یکسان نیستند مطابق علایق و سلایق معلمان بطور متفاوت اداره می شوند بنابراین رهنمودهایی درباره ی رفتارهای معلم و دانش آموز، عوامل مخل در برقراری ارتباط بین معلم دانش و طرز برخورد معلم با چند نمونه از رفتارهای نامطلوب شاگردان ذکر شده است.

اینکه معلم موثر چه کسی است؟ چه ویژگیهایی دارد و چگونه می توان اثر بخشی کار معلمان را افزایش داد، گروهبندی دانش آموزانی که اختلالات یادگیری دارند بعضی از ویژگیهای افراد دارای اختلال یادگیری و مراحل درمان و بازپروری چهار مرحله ای دلاکتو، راهکارهایی برای تقویت زبان شفاهی، خواندن و نوشتن دانش آموز توسط معلم و نکاتی که والدین با مشاوره معلم و مدیران باید در منزل در قبال کودکان رعایت کنند و بالاخره نتیجه گیری و در پایان نیز منابع و ماخذ آمده است.

اهداف غایی دوره های مختلف آموزش

هدف یکی از ارکان مهم آموزش است هر فعالیت مهم آدمی دارای هدف است و آموزش نیز به عنوان یک فعالیت مهم و جدی انسان هدفمند است بنابراین دانشمندان علوم تربیتی اصول و فنون دقیقی برای تعریف، طبقه بندی و کاربرد هدفها در امور آموزش و پرورش تدوین کرده اند. از آنجایی که معلمان در کلیه فعالیتهای آموزشی و پرورشی خود بویژه در تدریس و ارزشیابی دائماً با هدفها سر و کار دارند آگاهی و کسب مهارت در زمینه شناخت و کاربرد اهداف برای آنان ضروری است.

اهداف غایی دوره های مختلف آموزش

دوره ی پیش دبستانی:

آماده ساختن کودک برای آشنا شدن او با محیط مدرسه کاهش مشکلات گویشی و بهبود روحیه اجتماع پذیری وی.

دوره ی دبستان:

آماده سازی و تربیت افراد برای کسب مهارت گوش کردن، خواندن، نوشتن، سخن گفتن، فکر کردن و پرورش توانایی های عقلانی از قبیل خودآگاهی، ادراک صحیح از مفاهیم و استدلال، تلطیف عواطف، پی ریزی مبانی دینی، اعتقادی و فواعد اخلاقی مناسب با سن، شناخت نقش و جایگاه اجتماعی دیگران و کسب روحیه همکاری و تعاون از طریق عمل و تجربه

دوره ی راهنمایی:

هدایت دانش آموزان از کودکی به نوجوانی- پرورش اعتماد به نفس و خود شناسی و آشنایی با مسائل دینی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی و آماده سازی او برای انتخاب مسیرهای مختلف زندگی منطبق با استعدادها، توانایی و علاقه ی وی بر نیازها و امکانات کشور.

دوره ی متوسطه:

ارتفاع مراتب اعتماد به نفس خودشناس، کسب معارف دینی، فضائل اخلاقی و ارزشهای مکتبی، پرورش توانایی های عقل، استدلال، و آماده شدن دانش آموز برای ورود به عرصه زندگی اجتماعی، اشتغال یا ادامه تحصیل به تناسب علاقه، استعداد و امکانات.

دوره ی پیش دانشگاهی:

ایجاد آمادگی لازم در فارغ التحصیلان دوره ی متوسطه جهت تحصیل در دوره های دانشگاهی.

یک معلم موفق با آگاهی کامل از هدفهای غایی هر دوره آموزش که در آن مشغول است می تواند هدفهای آموزشی خود را که قصد و منظور معلم را از آموزش مطالب درس به نحوی دقیق و مشخص نشان می دهد در جهت نیل به آن اهداف غایی سوق دهد.

هدفها، سنگ زیر بنای هر آموزش را تشکیل می دهند هر آنچه حین آموزش انجام می شود و هر آنچه پس از ارائه آموزش حاصل می شود همه از هدفها ناشی می شوند. هدفها تعیین کننده ی تمام جزئیات برنامه های آموزشی اند. نداشتن هدف و شروع آموزش به معنی شروع سفری بدون مقصد بدون راه و بدون نقشه و قطب نماست یا به عبارتی شروع «سرگردانی» است در آموزشی که هدفهای آن از قبل تعیین نشده باشد طرح هر موضوع و عنوان بجا به نظر می رسد عدم ذکر آن عنوان نقص محسوب نمی شود و استفاده از هر روشی برای تدریس و بکاربردن هر معیاری برای ارزشیابی منطقی به نظر می رسد آموزشی که هدف نداشته باشد هیچگونه معیاری برای سنجیدن صحت و سقم محتوای آموزش در اختیار قرار نمی دهد. و بطور خلاصه باید گفت که آموزش بدون هدف بهتر است انجام نشود.

بنابراین یک معلم موثر باید قبل از شروع تدریس، اهداف مورد نظر از تدریس هر درس را مشخص کند و تدریس را در جهت رسیدن به آن اهداف سوق دهد.

توجه به تعیین هدفهای آموزشی و طبقه بندی آن از سالهای 1950 به بعد شروع شده و بتدریج طبقه بندی های کاملتری ارائه شده است. معروفترین و مهمترین هدفهای آموزشی ارائه شده طبقه بندی بنجامین بلوم- رابرت گانیه- ام.دی مریل و... است که در این مقاله به بررسی هدفهای آموزشی بلوم پرداخته شده ولی علاقه مندان می توانند با مراجعه به سایر منابع هدفهای آموزش طبقه بندی شده دیگری را نیز مطالعه کرده و استفاده کنند.

هدف یکی از ارکان مهم آموزش است هر فعالیت مهم آدمی دارای هدف است و آموزش نیز به عنوان یک فعالیت مهم و جدی انسان هدفمند است بنابراین دانشمندان علوم تربیتی اصول و فنون دقیقی برای تعریف، طبقه بندی و کاربرد هدفها در امور آموزش و پرورش تدوین کرده اند. از آنجایی که معلمان در کلیه فعالیتهای آموزشی و پرورشی خود بویژه در تدریس و ارزشیابی دائماً با هدفها سر و کار دارند آگاهی و کسب مهارت در زمینه شناخت و کاربرد اهداف برای آنان ضروری است.

هدفهای غایی دوره های مختلف آموزشی

خصوصیات کودکان دوره ی ابتدائی از ابعاد جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی

خصوصیات کودکان 4-5 ساله

خصوصیات جسمانی: رشد جسمانی کودکان در سه سال اول زندگی خیلی سریع انجام می گیرد و بعد از آن به تدریج از سرعت رشد کاسته می شود ولی همچنان ادامه دارد رشد کودک در این سنین منظم و آهسته است. کودک فعال و پر انرژی است و در ضمن مستعد ابتلا به بیماریهای دوران کودکی است رفتار حرکتی دستها و چشمها تا حدودی هماهنگ می شود.

خصوصیات روانی: در این سنین کودک خود مدار است و به دیگران کمتر توجه می نماید به طوری که اغلب در گفته هایش خود را مرکز تکلم قرار می دهد و کلمه ی من را خیلی به کار می برد. علاقه مند به یادگیری است و به همین علت در مورد اشیا و وسایل پرسشهای زیادی می نماید و بیش از حد معمول کنجکاوی می کند. حیوانات را دوست دارد و از بازی با آن ها نیز لذت می برد.

خصوصیات عاطفی: در این سنین کودک در بیان و اظهار حالات عاطفیش صادق و صمیمی است و حالات درونی اش را به آزادی اظهار می نماید. محرکهای خارجی به آسانی در او نفوذ می کند و دچار دگرگونی عاطفیش می نماید. به طوری که دیده می شود کودکان اغلب در این سنین خیلی زود دچار ترس، حسادت و خشم می شوند.

خصوصیات اجتماعی: در این سنین کودک قادر است که تا حدودی دوری از محیط خانه و دیدار مادر را تحمل کند و در کودکستان به بازیهای دسته جمعی و گروهی بپردازد. ولی در ضمن این که در گروه فعالیت و بازی می کند حالت خود مداری دارد و بیشتر به خودش توجه می کند تا به دیگران.

خصوصیات کودکان 6-8 ساله:

خصوصیات جسمانی: رشد جسمانی همچنان به طور آهسته و منظم ادامه دارد. کودک فعال و پرانرژی ولی هنوز مهارت لازم را در انجام عملیات به دست نیاورده است. دندانهای شیری در حال ریزش و دندانهای دائمی در حال رویش هستند. کودک مستعد ابتلا به بیماریهای دوران کودکی است ولی این آمادگی بتدریج کم می شود.

خصوصیات روانی: کودک همچنان علاقه مند و کنجکاو است و به پرسش در مورد امور و اشیا ادامه می دهد. او آماده و علاقه مند به یادگیری و آگاه از نقش و موقعیت خودش می باشد. دوری از خانواده ی خود را بهتر تحمل می نماید. استقلال بیشتری به دست می آورد و می تواند در بعضی موارد به طور مستقل فکر کند و به آن عمل نماید و به آن عمل نماید. بعضی از کودکان در این سنین به جمع آوری و نگهداری اشیا علاقه مند می شوند.

خصوصیات عاطفی: کودک هنوز در بیان و اظهار حالات عاطفی اش صمیمی و آزاد است، گر چه گاهی دیده می شود که این عواطف را تا حدودی کنترل می کند و به آنها رنگ اجتماعی می دهد. همچنین در برابر گفتار و کردار بزرگتران از خود حساسیت نشان می دهد.

خصوصیات اجتماعی: کودک در بازیهای گروهی شرکت می کند هر چند نسبت به سنین قبل رشد کرده است و تا حدودی نیز قادر به درک و فهم حقوق دیگران می باشد ولی باز هم خودمدار است و به همین خاطر گاهی به نزاع با همبازیهایش می پردازد. اغلب کودکان در این سنین در انجام تکالیف مدرسه کوشش می کنند و تایید و تحسین بزرگترها برایشان با اهمیت است.

خصوصیات کودکان 9-11 ساله

خصوصیات جسمانی: رشد جسمانی کودک همچنان ادامه دارد، ولی میزان آن در قسمتهای مختلف بدن متفاوت است بعضی از دختران در این سنین به بلوغ می رسند. سلامت عمومی کودکان به طور کلی رضایت بخش است. بین حرکات چشمها و دستها بیشتر هماهنگی دیده می شود. در حرکات کودک مهارت بیشتری به چشم می خورد. در میان پسران خصوصا بازیهای خشن رواج دارد و همین فعالیتهای بدنی به رشد و تحکیم عضلات آنها کمک می کند.

خصوصیات روانی: کودک در این سنین به استقلال و در عین حال به راهنمایی و ارشاد نیاز دارد کنجکاو و پویاست و می خواهد که راه حل مسائل را بیابد. این استقلال در تفکر و در سخن گفتن او مشخص می گردد، به طوری که بزرگترها کمتر تبعیت می کند او با مفاهیم تجریدی آشنا می شود و قادر به درک بعضی از این مفاهیم می گردد. آینده نگری و تفکر انتقادی نیز در او مشاهده می شود.

خصوصیات عاطفی: کودک در این سنین نیاز به استقلال دارد ولی این نیاز کمتر مورد توجه و قبول بزرگترها واقع می شود و همین امر موجب تضاد و اختلاف بین پدر و مادر و کودک می گردد. کودک می خواهد در انجام کارها و تصمیماتش مسئول و مستقل باشد و باید به او این مسئولیت داده شود.

خصوصیات اجتماعی: کودک گروه گراست، در بازیها و فعالیتهای گروهی شرکت می کند، ولی در ضمن به انتخاب دوستان صمیمی و اختصاصی نیز می پردازد و اغلب این دوستان را از میان همجنسان خود انتخاب می کند و به جنس مخالف توجهی ندارد و گاهی هم با آن به ستیز می پردازد.

مهارتهای فرآیند تدریس

فرآیند تدریس، مجموعه ی اعمالی است سنجیده، منطقی و پیوستی که به منظور ارائه درس از طرف معلم صورت می گیرد. توانائیهایی که معلم برای اجرای این اعمال کسب می کند. مهارتهای فرآیند تدریس نامیده می شود. مهارتهای فرآیند تدریس را مطابق نمودار (1) زیر به سه بخش و مرحله کلی می توان تقسیم کرد:

الف- مهارتهای قبل از تدریس

ب- مهارتهای ضمن تدریس

ج- مهارتهای پس از تدریس

زمان بندی یک کتاب درسی برای یک سال تحصیلی

برای زمان بندی یک کتاب درسی برای یک سال تحصیلی دو عامل را در نظر می گیریم: یکی تعداد جلساتی که در هفته به هر درس اختصاص می یابد و دیگری تعداد صفحه های کتاب درسی با رعایت پیچیدگی مفاهیم.

جدول ساعات درسی را که توسط وزارت آموزش و پرورش به مدارس اعلام می شود مدارس طبق آن جدول برنامه هفتگی درسها را تهیه و تنظیم می کنند. معمولا درسها در طی جلسات 45 دقیقه ای در مدارس ابتدائی توسط معلمان تدریس می شود و معلم نیز با توجه به جدول برنامه هفتگی درسها، فعالیتهای آموزش در هر درس را به طور جداگانه برای یک سال تحصیلی و روزانه تنظیم می کند.

به طور مثال اگر بخواهد فعالیت آموزش کتاب ریاضی 167 صفحه ای سال سوم ابتدائی را برای یک سال طراحی کند با در نظر گرفتن تعداد ساعات تدریس در هفته، تعداد هفته ها در ماه و تعداد ماه ها در سال چنین عمل کند.

جلسه در سال 180= 5 جلسه× 4 هفته × 9 ماه

البته واقعیت امر این است هر درسی به احتمال زیاد در طول سال تحصیلی با تعطیلات رسمی و یا پیش بینی نشده مانند تعطیلی به علت بارش برف سنگین) روبرو می شود. و معلم مزبور هم ممکن است عملا کمتر از 180 جلسه در اختیار داشته باشد. بنابراین معلم با مراجعه به تقویم (سال) روزهای تعطیل رسمی را که با درس مربوطه مصادف است استخراج کرده و از کل جلسات سال کم می کند. و با فرض اینکه تمام صفحات کتاب از پیچیدگی یکسانی برخوردار است تعداد صفحات کتاب را به تعداد جلسات در طول سال تقسیم کرده و تعداد صفحات مورد تدریس در جلسه مشخص می شود.

جلسه کل سال 163= جلسه تعطیل رسمی 17-180 جلسه کل سال

صفحه در مرحله 02/1= 163÷ 167 تعداد صفحات کتاب

دانش آموزان از معلمان خود چه می خواهند؟

1- نسبت به همه ی شاگردان کلاس خود بی طرف باشد.

2- صبور باشد

3- فراتر از توانایی معمول و وظیفه خود به شاگردان ضعیف کمک کند.

4- با ملاحظه و منصف باشد.

5- کل کلاس را به خاطر یک شاگرد ضعیف تنبیه نکند

6- اشتباه خود را بپذیرد

7- هرگز عصبانی نشود

8- در صورت در خواست توضیح و پاسخ بیشتر و بهتر بتواند آن را ارائه دهد.

9- مسایل پیچیده و مشکل را به سادگی مطرح کند.

10- هرگز به خود اجازه ندهند که کلاس با ترس و وحشت کنترل و اداره شود

11- در کلاس به خواب نرود

12- از موضوع مورد بحث خود اطلاع کامل داشته باشد.

البته نکاتی هم هستند که در بعضی مواقع با راهنمایی مدیران و معلمان توسط والدین در منزل در قابل دانش آموزان باید مراعات شود

ویژگیهای معلم موثر

1- شاخصیت معلم

معلم محتوای درسی و مدرسه است دانش آموزان اغلب فایل خود را برای یک موضوع درسی به معلم و روش آموزش آن درس ربط می دهند. شور و اشتیاق و قابلیت های معلم در ارائه یک محتوا به دانش آموزان منتقل می شود. ویژگی های شخصیتی معلم یکی از اولین مجموعه ویژگی هایی است که باید در یک معلم موثر جست و جو کرد.

شاخص های شخصیت معلم:

1- همدلی با دانش آموزان   2- گوش دادن با تمرکز و علاقه به حرف دانش آموزان  3- دغدغه ها و سوالهای دانش آموزان را درک می کند  4- تک تک دانش آموزان را می شناسد  5- انصاف داشته و به دانش آموزان احترام می گذارند  6- با دانش آموزان ارتباط متقابل اجتماعی برقرار می کنند  7- در دانش آموزان شور و شوق و انگیزه را برای یادگیری افزایش می دهند  8- نگرش مثبت به حرفه ی معلمی دارد.

2- مدیریت و سازماندهی کلاس:

معلم موثر با همان دقت و توجهی که طرح درسش را تهیه می کند برای سازماندهی کلاس درس نیز برنامه ریزی می کند و این طرح این امکان را می دهد که ضمن سر و صدا و ارتباط متقابل معلم و دانش آموز به کار خود ادامه می دهند مولفه های طراحی سازماندهی کلاس عبارتند از: ترتیب میز و صندلی، نظم، ایجاد روال های معمول روزانه و آموزش چگونگی سازماندهی محیط یادگیری به دانش آموزان.

تفاوت عمده میان معلم با تجربه و بی تجربه این است که تازه کاران در هفته نخست مدرسه بلافاصله محتوای درسی را شروع می کنند در حالی که با تجربه ها، ابتدا جوی مثبت خلق می کنند و سپس به هدف آموزشی خود می پردازند.

3- سازماندهی آموزشی و جهت دهی به آن:

تدریس فعالیتی است پیچیده که مستلزم آمادگی دقیق، طراحی هدفها و فعالیت هاست.طراحی بر اساس ساعت، روز و هفته در کوتاه مدت و در بلند مدت در طول یک سال تحصیلی را تحت پوشش قرار می دهد.

طرح درسها معمولا به تدابیری برای سبک های یادگیری و نیازهای متفاوت دانش آموزان توجه دارد. و همچنین به گوناگونی روش های آموزشی نیز توجه می شود باید دانست یک طرح درس، تام و تمام نیست و صرفا توصیفی از آن چیزی است که در کلاس باید رخ دهد. بنابراین یک طرح درس خوب تضمین کننده ی آموزشی با کیفیت مناسب نیست (البته شرح طرح درس در این مقاله آمده است).

ع- اجرای آموزش:

آموزش موثر حاصل ترکیب مدیریت خوب کلاس، سازماندهی، طراحی موثر و ویژگیهای شخصیتی معلم است. ارائه مواد درسی به دانش آموزان در کلاس و فراهم کردن تجاربی برای آنان تا با مواد درسی ارتباط واقعی ایجاد کننده حیاتی است. در کلاس درس هر یک از دانش آموزان در محیط مثبت کلاس که حمایت کننده، چالش برانگیز و پرورش دهنده ی اهداف آموزش است به آن اهداف نایل می شود. بهترین طرح درس غیاب عامل مدیریت کلاس و یا عدم وجود رابطه ی صمیمی معلم با دانش آموزان، از کارایی بسیار کمی برخوردار خواهد بود. اجرای آموزش مانند اجرای نمایش است که در آن همه ی عوامل پشت صحنه و حضار فقط، صحنه ی نمایش را می بینند. (روشهای اجرای آموزشی در بحث طرح درس آمده است)

5- نظارت بر پیشرفت و توان بالقوه ی دانش آموزان:

معلمین موثر درباره نوع عملکرد هر یک از دانش آموزان کلاس که درس می دهند درک مشخصی دارند آن از روش های اندازه گیری رسمی و غیر رسمی گوناگونی استفاده می کنند تا تسلط دانش آموزانشان را بر یک مفهوم یا مهارت کنترل و ارزیابی کنند از جمله این روشهای اندازه گیری تکلیف و بازخورد است که بوسیله ی آن می تواند بر یادگیری دانش آموزان تاثیر مثبتی داشته باشد.

1-     یک معلم اثر بخش چه کسی است؟

2- معلمانی اثر بخش هستند که دستیابی به اهدافی خاصی را در نظر می گیرند خواه این اهداف توسط خود آنها و یا دیگران (مثلا مدیران مدارس، وزارت آموزش و پرورش) تهیه و تدوین شده باشد در نتیجه آنان که به دنبال بررسی در مورد افزایش اثر بخشی معلمان هستند باید اهداف مورد نظر معلمان را با دقت بشناسند.

3- معلمان اثر بخش باید دانش و مهارتهای مورد نیاز جهت دستیابی به اهداف مورد نظر را داشته باشد و نیز باید بتوانند آنها را در زمان مناسب به شیوه مطلوب و مورد انتظار به کار گیرند. بر طبق نظر میولی (1982) برخورداری از دانش و مهارتهای مختلف با نام شایستگی یا صلاحیت معلم آورده می شود و کاربرد دانش و مهارتهای مزبور به عنوان عملکرد معلم تلقی می شود لذا پژوهشگرانی که سعی دارند اثر بخشی معلم را بشناسند باید بتوانند پیوندی بین شایستگی معلم و عملکرد وی و تحقق اهداف آموزشی یا به عبارتی اثر بخشی معلم برقرار کنند.

4- در واقع می توان گفت نشانه بارز یک معلم اثر بخش آن است که به جای عمل کردن به شیوه های از پیش تعیین شده و یا کاربرد فنون و روشهای خاص هر آن چه که برای تحقق اهداف ضروری می باشد را انجام می دهد.

5- معلم اثر بخش معلمی است که به گونه ای متناسب اهداف که مستقیم یا غیر مستقیم با دیگری دانش آموز مرتبط است را متحقق می کند.

 چه عاملهایی به اثر بخشی معلم کمک می کند؟

معلمان و امر آموزش                

 تفاوتهایی درونی (تفاوت قابلیتهای مختلف یک معلم) و پیروی (تفاوت معلمان با یکدیگر) معلم

  حدود و وسعت اهدافی که معلمان پیگیری می کنند

 دانش آموزان و والدین آن ها

دستورالعملهایی برای اثر بخشی معلمان در فرآیند تدریس

ایجاد فرصت برای یادگیری:

1- در مورد ایجاد فرصت برای یادگیری باید از ارزیابی های دوره ای صورت گیرد به ویژه در مورد آن دسته از موضوعاتی که تماماً و یا اساساً در مدرسه یاد گرفته می شود.

2- اگر دانش آموزان برای یادگیری دروسی که مهم و اساسی فرض شده است فرصت اندکی دارند تلاشها و فعالیتها باید در جهت افزایش فرصتهای یادگیری صورت گیرد.

* تکلیف درسی:

1- تکالیف درسی واگذار شده به دانش آموزان نه تنها باید بر مبنای ارتباط تکلیف با اهداف و مقاصد انتخاب گردد بلکه باید متناسب با خود دانش آموزان نیز باشد یعنی اینکه تکلیف بایستی توازن و هماهنگی ظریف و پیچیده میان اهداف و مقاصد معلم و سطح معمول دانسته ها و مهارتهای دانش آموز را منعکس کند.

2- تکلیف شامل تکلیف خانه باید بر مبنای منظم و مداوم به دانش آموزان داده شود.

باید این تکالیف در اوقات اضافی به دانش آموزان داده شود تا آنچه از پیش یاد گرفته اند عمیقاً فرا گرفته و یا تمرین کنند. در بعضی از خانواده به این تکالیف اهمیت نمی دهند یا قادر به کمک کردن نیستند بنابراین بهره و استفاده دانش آموزان کاهش می یابد بنابراین معلمان باید اطمینان یابند که دانش آموز نسبت به چگونگی انجام تکالیف خود آگاهی دارد.

3- دانش آموزان باید در مقابل انجام تکلیف، شیوه و کیفیت آن پاسخگو باشند. در حقیقت معلمان باید اطمینان یابند که دانش آموزان قبل از آن که به آن ها اجازه داده شود که خودشان کار کنند از دانش و مهارتهای مورد نیاز جهت انجام کیفی تکالیف مورد انتظار برخوردارند.

4- معلمان باید به هنگام فعالیت کلاسی بر کار دانش آموزان نظارت داشته باشند و همچنین به یک یک دانش آموزان و یا گروه های کوچک آن ها به گونه ای کمک کنند که مزاحم سایر دانش آموزان نباشند.

5- معلمان باید از اطلاعات بدست آمده از تکالیف دانش آموزان نه تنها برای ارزشیابی آنان استفاده کنند بلکه همچنین بر اساس آن ها آموزشهای اضافی را نیز به منظور رفع اشتباهات یادگیری و بد فهمی های دانش آموزان تدارک ببینند.

محیط و فضای کلاس:

بیشتر کارآموزش در همه کشورها در کلاس درس انجام می گیرد بنابراین معلمان هنگام تدریس در کلاس باید حتما تمامی تدریس خود را به طرف گروه دانش آموزان هدایت کند. حتی زمانی که آن ها با دانش آموزان به طور انفرادی کار می کنند باید از فعالیتهای سایر افراد گروه یا کلاس آگاه باشند. از طرف دیگر بهره ای که دانش آموزان از این تدریس گروه- مدار یا دیگری دارند تا اندازه زیادی به ویژگیهای منحصر به فردی بستگی دارد که هر یک از دانش آموزان با خود آن را به کلاس درس می آورند. معلمان برای ایجاد کلاسهای اثر بخش می توانند محیط فیزیکی و روانی کلاس و یا هر دو را اصلاح و دگرگون سازند.

محیط فیزیکی، تدریس و یادگیری:

محیط فیزیکی کلاس درس شامل متغیرهایی مانند نظم و ترتیب کلاس (نبت 1987) تجهیزات و مواد آموزشی (آین لی 1987) تعداد دانش آموزان (کلاس 1987) و نحوه نشستن دانش آموزان (وینسیتن 1987) است.

محیط و فضای کلاس بیشتر به گونه غیر مستقیم با یادگیری دانش آموزان مرتبط است یعنی محیط و فضای کلاس برافرادی که در آن هستند تاثیری می گذارد. (هم معلمان و هم دانش آموزان) در واقع بر محتوا و میزان یادگیری واقعی دانش آموزان تاثیر می گذارد.

محیط روانی، تدریس و یادگیری:

تاثیر مستقیم محیط روانی کلاس بر روی یادگیری دانش آموزان به عنوان یک عامل مهم دارای پشتوانه تجربی زیادی است.

محیط روانی کلاس را به عنوان جو و یا فضای توصیف می کند، که بالقوه همانند یک گروه اجتماعی بر آنچه که دانش آموزان یاد می گیرند تاثیر می گذارند.

سه عنصر محیط روانی که مربوط به یادگیری دانش آموزان است عبارتند از: عاطفه، وظیفه، سازماندهی، معملمان اثر بخش با ترکیب این سه عنصر قادر به ایجاد و آفرینش کلاسهایی خواهند بود که در نظر دانش آموزان وجهه ای جذاب، وظیفه مدار و کاملا سازمان یافته دارد.

کلاسهای جذاب: کلاسهایی هستند که در آن دانش آموزان متوجه گونه ای احترام متقابل میان خود و معلم می شوند روابطی مثبت و مبتنی بر همکاری و مشارکت میان دانش آموزان حاکم است و در نهایت در چنین کلاسهایی آنها از رضایت و خرسندی درونی بیشتری بهره مند می شوند.

کلاسهای وظیفه- مدار: کلاسهایی هستند که دانش آموزان در آنها اهداف مشخص را مورد توجه و پیگیری قرار می دهند که باید در قبال تحقق آن پاسخگو نیز باشند در این کلاسها زمان قابل توجهی برای دستیابی به این اهداف صرف می شود. کلاسهایی کاملا سازمان یافته است که دانش آموزان در آنها باور کرده اند که انتظارات رفتاری و یادگیری به خوبی روشن است و ساختار مناسبی نیز برای هدایت رفتار و یادگیری فراهم شده است.

دستورالعملهایی برای افزایش اثر بخشی معلمان در محیط و فضای کلاس:

1- معلمان باید کلاسهای درس جذاب و عملکردی را بیافرینند. بخشی از این منظور به در اختیار گذاشتن تجهیزات و وسایل لازم و ضروری مربوط است.

2- معلمان باید کلاسهای درس وظیفه- مدار را بیافرینند.

در این کلاسها معلمان و دانش آموزان دارای کارا و فعالیتی برای انجام دادن هستند انجام این فعالیتها و دستیابی به اهداف مربوط به آن همیشه در اندیشه دانش آموزان و معلمان است. در این کلاسها فرصت های فراوانی برای کار و بازی دیده می شود. زیرا در این کلاسها بر آنچه که تحقق یافته اند آنچه که انجام شده تاکید می شود.

3- معلمان باید کلاسهایی را ایجاد کنند که در آن توجه و احترام متقابل میان آنها و دانش آموزان و نیز همبستگی لازم در بین دانش آموزان وجود داشته باشد.

سازماندهی و مدیریت کلاس درس:

سازماندهی کلاس: به نظم و ترتیب درس و اجتماعی دانش آموزان در کلاس درس اشاره می کند. در کلاس درس با دانش آموزانی مواجه ایم که توانایی و میزان پیشرفت آن ها با یکدیگر مشابه و یا کاملا متفاوت است معلمان می توانند در این کلاسها درس دهند و با همه دانش آموزان یا با گروههای کوچک دانش آموزی و یا با یک به یک دانش آموزان کار کنند. همچنین معلمان در این کلاسها می توانند از آنها انتظار داشته باشند که به تنهایی یا با هم کار کنند.

مدیریت کلاس: به روشهایی مربوط است که معلمان به مدد ان ها رفتار اجتماعی مثبت و مناسب دانش آموزان را بهبود می بخشد و رفتار های مخرب آن ها را مورد بررسی قرار می دهند. در این مورد دو جنبه اصلی مدیریت کلاس شناسایی شده است: جلوگیری از مشکلات رفتاری و واکنش در برابر آن ها مفهوم اخیر مدیریت در کلاس بیشتر با عنوان «انضباط» مشخص می شود.

دستورالعملهایی برای اثر بخش تدریس معلمان

سازماندهی کلاس درس:

1- زمانی که محتوای جدیدی به دانش آموزان ارائه می شود آموزش همه و یا اکثریت بر آموزش انفرادی یا گروه اندکی از دانش آموزان ارجحیت دارد.

2- هنگامی که باید از یادگیری کامل همه شاگردان اطمینان یابیم، گروههای کوچک کلاسی باید تشکیل شود.

3- وقتی که گروههای کوچک شکل گرفتند دانش آموزان در همه گروهها باید از آموزش کیفی بالایی برخوردار شوند به ویژه مطالب محتوا ارائه شده به شاگردان باید چالش انگیز باشد.

4- تشکیل گروههایی از دانش آموزان که توانایی های متفاوتی دارند (به جای توانایی های مشابه) می تواند برای دانش آموزان هم از نظر ارائه کمک های لازم و هم از نظر معرفی الگوهای موفق موثر واقع گردد.

5- معلمان باید هنگام کار با گروههای کوچک از وضعیت بقیه دانش آموزان کلاس کاملا آگاه باشند و اقدامات لازم را به منظور فعال نگهداشتن ایشان در جریان یادگیری و کار کلاسی تدارک ببینند. به علاوه در مورد دانش آموزان خارج از گروه دادن تکالیف وسایل تفکر برانگیز گوناگون و جاذب که نتایج و جوابهای مشخصی دارند می تواند نیاز به توجه همیشگی معلم را به آنها کاهش بدهد.

مدیریت کلاس:

1- معلمان به منظور آن که زمان غیر آموزشی در کلاس را به کمترین مقدار برسانند باید درس را در وقت مقرر شروع و تمام کنند و وقفه های بین فعالیتهای کلاس را به کمترین حد برسانند قواعد و قوانین معنادار و کارآمدی را تدوین و اجرا کنند و کلاس را چنان نظم بخشند که رفتارهای مخرب شاگردان را هر چه بیشتر کاهش دهند.

2- استانداردهایی برای رفتار کلاسی مناسب باید از اول سال یا شروع دوره جدید نوشته و گوشزد شده و هر از چند گاهی اصلاح گردد.

3- معلمان باید رفتارهای مثبت و اجتماعی ارزشمند را به ویژه در مورد شاگردان بدرفتار تقویت کنند.

4- تنبیه و مجازات مناسب و عادلانه باید برای رفتارهای نا مناسب همه دانش آموزان به کار رود.

5- معلمان باید توانایی القا و انتقال مفاهیم زیر را به دانش آموزان داشته باشند.

الف- از آنها انتظار شرکت در کلاس به منظور همکاری در امور مهم کلاسی را داشته باشند. (آگاهی گروهی)

ب- همیشه و در همه حال بدانند که در کلاس چه می گذرد. (با آن بودن)

ج- قادر باشند که در یک زمان به چند مقوله یا پدیده رسیدگی کنند (ارتباطات چندگانه)

د- از هدف اصلی درس که توسط معلم هدایت می شود دور نشوید. (تحرک گروهی)

هـ - باور داشته باشند که دانش آموزان برای یادگیری و کیفیت کارشان مسئولند. (پاسخ دادن)

ساختار دروس:

تدریس از یک جهت با وجهه اجتماعی کلاس و از جهت دیگر با وجهه علمی هر درس مواجه است یک درس بطور سان شامل توالی و فعالیتهایی است که در یک کلاس و یک دوره زمانی محدود برای دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده انجام می شود. بنابراین هر درس دارای 3 ویژگی است:

الف- فعالیتها                        ب- هدف                        ج- توالی و دوره زمانی

فعالیتها:

تعداد فعالیتها در بیشتر کلاسهای درس زیاد نیست شامل سه قسمت می باشد: درس دادن- کار و بازی- اداره کلاس

درس دادن: شامل فعالیتهایی است که معلم مفاهیم و اطلاعاتی را به طور مستقیم برای گروهی از دانش آموزان مطرح می کند (به عنوان مثال سخنرانی برای کلاس، رهبری مباحث کلاس) و یا وسایل دیگری را برای ارایه مفاهیم و اطلاعات به دانش آموزان به کار می برد. (مانند نمایش فیلم یا اسلاید)

کار و بازی: فعالیت هایی است که از دانش آموزان انتظار می رود به تنهایی یا همگی به انجام تکلیف یا کاری بپردازند و یا با یکدیگر بازی کنند. دانش آموزان محور اساسی در فعالیت اند هر چند معلم در این فعالیتها به کمک دانش آموزان می شتابد.

شیوه اداره کلاس: شامل فعالیتهایی در ارتباط با اداره کلاس درس است. برای مثال برلاینر (ص 4، 1983) تدبیر کلاس (شیوه ی اداره ی کلاس) را به عنوان هر نوع فعالیتی توصیف می کند که دانش آموزان از وقایع روزانه آگاه می شوند و با آدابی همراه است.

هدفها: طرحهای بسیاری برای طبقه بندی فعالیتها با توجه به اهداف مورد نظر پیشنهاد شده است معروف ترین طرحهای مربوط به طبقه بندی اهداف عبارت است از: طبقه بندی اهداف شناختی (بلوم و دیگران، 1956) اهداف عاطفی (کراتول و همکاران، 1964) ورانی – حرکت (هارو 1972) این طرحها اساساً مبتنی بر تجزیه و تحلیل اهدافی است که معلمان برای دانش آموزان تعیین کرده اند.

البته توضیح هدفها در قسمت طبقه بندی هدفهای آموزشی بلوم گفته شده لازم به ذکر نیست.

توالی و دوره زمانی: از آنجایی که همه فعالیتها به طور همزمان نمی تواند در کلاس درس اتفاق افتد لذا باید به امر توالی توجه کرد که در قالب آنها فعالیتها انجام خواهد شد. همچنین زمان صرف شده برای یک فعالیت بایستی در نظر گرفته شود.

دستورالعملهایی برای اثر بخش معلم:

1- دانش آموز بایستی در جهت دروس خود قرار داده شوند. در بعضی اوقات در شروع هر درس باید به دانش آموزان برای یادگیری درس جهت داده شود. اهداف یا مقاصد درس بایستی در طی این دوره جهت دهی هر زمان به زبانی ساده به دانش آموزان گفته شود.

2- ارائه مطالب درسی به دانش آموزان باید کاملاً روشن و دقیق باشد. هدف اساسی از ارائه دقیق مطالب به دانش آموزان آن است که ایشان بر اهداف درسی خود تسلط یابند.

3- دامنه و میزان درک دانش آموزان از موضوع ارائه شده و این که آنها می توانند به درستی آن را به کار برند باید به طور دوره ای و منظم مورد نظارت و کنترل قرار بگیرد.

معلمان می توانند پرسشهایی از اهداف و موضوع درس از دانش آموزان داشته باشد و یا تمرین یا مساله ارتباط با هدف درس مطرح کند بطوری که دانش آموز بتواند در گروه کوچک و یا یک به یک حل کنند.

4- پس از آن که معلمان به گونه ای منطقی فهمیدند که دانش آموزان درس را آموخته اند و به هدف آن رسیده اند آن گاه است که باید فرصتهای مناسبی را به آنها بدهند تا ایشان آموخته های خود را تمرین کنند.

5- دانش آموزان باید در هر مرحله از درس از پیشرفتهای خود آگاه شوند و خطاها و بد فهمی های آشکارشان پیش از زیاد شدن و مزاحمت برای یادگیری های بعدی اصلاح شود.

6- دروس باید از سوی معلمان به عنوان بخش هایی از واحدهای بزرگتر آموزشی بررسی شود معلمان و دانش آموزان که درس را یک وسیله اساسی یادگیری می پندارند چه بسا به جای دیدن جنگل به مشاهده درختان بسنده کنند همان طور که فصلهای یک کتاب درسی برای افزایش یادگیری از یک درس مهمتر است یک واحد آموزشی در کلیت خود مهمتر از یک یک اجزای آن است.

دستورالعملهایی برای افزایش اثر بخشی معلمان در مشارکت و موفقیت دانش آموزان:

1- معلمان باید معیارهایی را برای موفقیت مشخص کنند و دانش آموزان باید بدانند که معلمان در امر یادگیری از آنها چه انتظاری دارند.

2- دانش آموزان را باید برای تلاششان در یادگیری تشویق کرد.

3- باید دانش آموزان را برای راهبردهایی به منظور یادگیری یاری کرد آنچه در این مورد مهم است آموزش راهبردهایی است که دانش آموزان را در به یاد آوردن و به کار بردن آموخته های خود کمک می کند.

4- معلمان باید وضعیتی را در کلاس ایجاد کنند که همراه با «قدرت نگهدارندگی» باشد دانش آموز را قادر می سازد تا به طور مستمر در امر یادگیری مشارکت کند.

5- معلمان باید به هنگام تدریس از فنونی گیرند که توجه دقت و مشارکت دانش آموز را در برداشته باشد.

6- زمانی که دانش آموزان در جای خود به انجام تکلیف می پردازند معلمان باید در کلاس قدم بزنند و نحوه انجام تکلیف را نظارت کنند.

7- معلمان باید علاقه و توجه خود را به دانش آموزان به طور شفاهی و غیر شفاهی ابراز کنند مانند توجه داشتن یکسان به همه دانش آموزان نگاه کردن به آنها و لبخند زدن و اشاره کردن در موارد خاص.

نتیجه گیری

معلم و دانش آموزان دو رکن مهم و اساسی آموزش و پرورش هستند معلم برای موفقیت در کار خود نه تنها باید تلاش کند تا دانش آموزان خود را بهتر بشناسد و به نیازهای آن ها پی ببرد بلکه باید خود را نیز بشناسد و از نیازها و آرزوهای خود آگاه باشد. و ضمن پیدا کردن نقاط ضعف خود در صدد رفع و بهبود آن ها بر آید.

گاهی دیده می شود که پس از دریافت مدرک تحصیلی و پایان دوره ی کارآموزی معلمان رابطه خود را با کتاب و مطالعه قطع می کنند و همان معلومات قبلی خویش را به دانش آموزان انتقال می دهند با این تصور که به هدف خود رسیده اند. غافل از اینکه آغاز به تدریس برای آن ها باید آغاز یادگیری باشد و پیوسته خود را به فراگیری مطالب تازه ملزم سازد. معلم باید همیشه از خود و کاری که می کند ارززشیابی به عمل آورد. بدین منظور رابطه اش با سایر معلمان، دانش آموزان و اولیای آن ها و اجتناع و مطالعه و کتاب برقرار باشد به نیازهای آن ها پی ببرد، هدفهای آموزشی را با در نظر گرفتن این نیازها دنبال کند و در صورت عدم رضایت از نتایج کار خود درصدد تغییر و اصلاح نواقص بر آید.

مدرسه نه تنها باید نسلی تربیت کند که هم به مسائل زندگی خود آگاهی داشته هم دارای مهارت های لازم برای مقابله با آن ها باشد بلکه باید نسلی آینده نگر بار آورد که با پیش بینی مشکلات احتمالی زندگی آینده خود را به معلومات و دانش، مهارت ها، و شیوه های رفتاری لازم برای زیستن در جهان آینه تجهیز کند. در صورتی دانش آموز می تواند آموخته های مدرسه ای خود را در محیط خارج از مدرسه مورد استفاده قرار دهد که بین موقعیت های زندگی اجتماعی و آموخته های کلاسی شباهت وجود داشته باشد بنابراین این هدفها و برنامه های درسی منطبق با نیازها و شرایط اجتماعی باشند.

منابع و ماخذ

1- صفوی امان الله - کلیات روشها و فنون تدریس – ئفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی 1377

2- فردانش هاشم - مبانی نظری تکنولوژی آموزشی انتشارات سمت تهران – سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها 1385

3- رووف علی - آنچه یاد می دهیم آنچه یاد می گیریم – تهران- انتشارات مدرسه 1387

4- محمد امینی (ترجمه)- دبلیو آندرسون لورین - افزایش اثر بخشی معلمان در فرآیند تدریس - تهران- انتشارات مدرسه 1384

5- بدری مقدم - کاربرد روانشناسی در آموزشگاه (روانشناسی آموزشگاهی) – تهران انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 1381

6- احمد آیی (طالاری زاده) آرزو - پرورش توانایی های ذهنی و رفع اختلالات یادگیری – تهران انتشارات مبنا 1387

7- سبحان نژاد مهدی - شهائی بهنام  یوزباشی علیرضا - سازمان یادگیرنده – تهران اتشرات یسطرون 1385

8- سیف علی اکبر - روانشناسی پرورش روانشناسی یادگیری و آموزش – تهران انتشارات آگاه- 1379

9- حائری زاده خیریه بیگم - محمد حسین لیلی - ترجمه و تالیف - ویژگی های معلم موثر – تهران – نشر قطره – موسسه ی منظومه ی خرد 1386

10- زنگنه بهرام -انواع مهارتهای تدریس – دانشگاه آزاد ایران

11- پارسا محمد - کاربرد روانشناسی در تدریس – تهران 1352

12- هاشمی ابراهیم - عقب ماندگیهای ذهنی – تهران – انتشارات دانشسرای عالی

13- دلاکتو کارل  دشواری های گفتاری و خواندن ترجمه ی محمد رضا فتاحی –تهران نشر ما - 1370

14- فریبا اکبر و رخشان فریدون -ناتوانی های یادگیری – نشر مبنا 1379

15- مجله رشد تکنولوژی آموزشی – تهران – دفتر انتشارات کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش 1375

نوشته شده توسط:  رازمند صوفیhttp://razmandsufi.persianblog.ir